در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

به منظور بررسی سازند تیرگان در حوضه رسوبی کپه داغ 2 برش در مرکز این حوضه انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفت که به ترتیب به شرح زیر هستند.
1-2-1 برش پیرشهید
این برش در 4 کیلومتری جنوب شیروان و مختصات ´22 و ?37 طول و ´55 و ?57 عرض جغرافیائی واقع است. راه دسترسی به این برش جاده آسفالته شیروان – اسفراین و مسیر روستای پیرشهید و چلو می باشد (شکل 2-1). ضخامت سازند تیرگان در این برش 8/127 متر است.
1-2-2 برش شرق گلیان
این برش در 20 کیلومتری جنوب شیروان با مختصات´14 و ?38 طول و ´54 و ?57 عرض جغرافیائی واقع است. راه دسترسی به این برش راه آسفالته شیروان – اسفراین و هم چنین منتهی به روستای گلیان می باشد (شکل 1-2). ضخامت سازند تیرگان در این برش 9/179 متر است.
1-3 اهداف تحقیق
مهمترین اهداف این تحقیق عبارتند از:
1-شناسایی و تفکیک رخساره های سنگی سازند تیرگان براساس خصوصیات و ویژگی های پتروگرافی و ساختاری در صحرا و آزمایشگاه.
2-بررسی تغییرات عمودی واحدهای سنگ چینه ای در برش های مورد مطالعه.
3-تعبیر و تفسیر محیط رسوبگذاری و ارائه مدل رسوبی.
4-چینه نگاری سکانسی و تعبیر و تفسیر منحنی تغییرات سطح دریا در طی بارمین – آبسین در ناحیه مورد مطالعه.
1-4 روش مطالعه
برای به دست آوردن اهداف ذکر شده مراحل زیر در این تحقیق دنبال شده است:
1-4-1 گردآوری اطلاعات موجود
در این مرحله ضمن گردآوری اطلاعات موجود، به بررسیهای مقدماتی و کنکاش در مطالعات انجام شده پیشین بر روی رسوبات کرتاسه پیشین در حوضه رسوبی کپه داغ پرداخته شد.
1-4-2 مطالعات صحرایی
پس از انجام بررسی های اولیه تعداد دو برش چینه شناسی از سازند تیرگان در مرکز حوضه انتخاب شده اند. در انتخاب این برش ها به نکاتی از قبیل مشخص بودن مرز بالایی و پایینی، کم بودن پوشش گیاهی، نمونه برداری در جهت عمود بر امتداد لایه ها، منظم بودن فواصل نمونه برداری توجه شده است. هم چنین برای اندازه گیری ضخامت واقعی لایه ها، ضخامت ظاهری هر لایه به همراه شیب توپوگرافی، شیب لایه و جهت شیب اندازه گیری شده است تا با استفاده از فرمولهای مربوطه ضخامت های واقعی محاسبه شود (خسرو تهرانی، 1381).
همزمان با نمونه برداری، کلیه مشخصات صحرایی اعم از ویژگیهای فیزیکی نمونهها از جمله رنگ، دانه بندی، لایه بندی، ضخامت لایهها و ساختمانهای رسوبی بررسی شده اند.
نامگذاری صحرایی نمونه ها با استفاده از طبقه بندی گرابو (Grabau,1904) صورت گرفته است. در این مرحله از هر برش نمونه برداری صورت گرفته و در مجموع تعداد 130 نمونه سنگی جمع آوری شده است.
1-4-3 مطالعات آزمایشگاهی
از نمونه های برداشت شده تعداد 130 نمونه برای تهیه مقطع نازک انتخاب گردیدند. مطالعات پتروگرافی به عنوان اصلی ترین بخش و مبنای سایر مطالعات است که از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. نمونههای برداشت شده جهت آماده سازی به آزمایشگاه انتقال یافت. از نمونههای سنگی حداقل یک مقطع و از نمونههای پر فسیلتر دو مقطع نازک عمود بر هم تهیه گردید. سرانجام، مقاطع نازک توسط میکروسکپ پلاریزان مورد مطالعه دقیق قرار گرفت و نامگذاری به وسیله روشهای فولک و دانهام انجام گرفت.
برای هریک از نمونه ها آنالیز عناصر اسکلتی و غیر اسکلتی، سیمان، ماتریکس و ذرات آواری به لحاظ کمی و کیفی صورت گرفت. هرکدام از رخساره های آهکی با استفاده از روش دانهام (Dunham, 1969) نامگذاری شده اند. برای بررسی و تفسیر شرایط رسوبگذاری با استفاده از تعیین رخساره ها و رسم ستون تغییرات رخساره ای و همچنین با استفاده ازمدلهای رسوبی (Read,1985؛ Tucker and Wright, 1990؛ Sellwood, 1996؛ Einsele, 2000) که برای محیط های عهد حاضر و ادوار گذشته ارائه شده است، مدل رسوبی سازند تیرگان تفسیر و ارائه شده است.
در انتها اطلاعات و داده های صحرائی با داده های آزمایشگاهی تلفیق گردید و سکانس های رسوبی سازند تیرگان مشخص گردیده است که به کمک آنها تغییرات سطح آب دریا در زمان بارمین – آپسین تفسیر شده است. این منحنی تفسیر شده با منحنی تغییرات سطح آب دریا در مقیاس جهانی (به عنوان مثال Haq et al.,1987) مقایسه شده است.
1-5 تاریخچه مطالعات قبلی
کلانتری (Kalantari, 1969) میکروفسیل های موجود در سازندهای تیرگان و سرچشمه را مورد مطالعه قرار داده است. خدایی در سال 1370 رخساره های رسوبی و محیط رسوبگذاری سازند تیرگان را در برش های تیرگان، حمام قلعه، زاوین و مزدوران مورد بررسی قرار داده است. اهری پور (1375) میکروفاسیس ها و محیط رسوبی بخش فوقانی سازندتیرگان، سرچشمه، پسته لیق و چهل کمان در شمال شرق گنبدکاووس (غرب کپه داغ) را مطالعه کرده است. میرکیانی (1376) میکروفاسیس های تیرگان درمقطع گردنه مزدوران و جاده کلات در ناحیه سرخس واقع در شرق کپه داغ را بررسی کرده است. کشاورز (1376) لیتواستراتیگرافی سازند تیرگان در نواحی شمال شرق – شمال غرب مشهد را انجام داده است. سهرابی (1380) میکروفاسیس و محیط رسوبگذاری سازند تیرگان در قسمت مرکزی حوضه کپه داغ (چناران – رادکان) را مورد مطالعه قرار داده است. تیمور پور در سال 1382 لیتواستراتیگرافی و تاریخچه رسوبگذاری سازند تیرگان در شرق حوضه رسوبی کپه داغ را بررسی کرده است. همچنین کهریزی (1380) آهک های اربیتولین دار در شمال اخلمد (بینالود) با سن کرتاسه زیرین را به عنوان سازند تیرگان معرفی کرده است. سنگ آهک های ناحیه امان آباد واقع در جنوب مشهد نیز توسط یحیی شیبانی (1381) به عنوان هم ارز سازند تیرگان معرفی شده است. هاشمی کاخکی (1385) تحول زمین شناسی، چینه شناسی و میکروفاسیس اورگونین سازند تیرگان را مورد بررسی قرار داده است. مرتضوی مهریزی (1386) چینه نگاری سکانسی سازندهای شوریجه و تیرگان (کرتاسه تحتانی) در ناحیه سفید سنگ در شمال شرق فریمان را مورد پژوهش قرار داده است. هم چنین موسوی زاده و همکاران (1386)، ریوندی و همکاران (1386)، صفار و همکاران (2010) و جوانبخت و همکاران (1390) این سازند را در ارتباط با محیط رسوبی و تاریخچه رسوبگذاری، پس از رسوبگذاری و نیز چینه نگاری سکانسی در برش های مختلف مورد بررسی قرار دادند.
فصل دوم: زمین شناسی و چینه شناسی
2-1 زمین شناسی کپه داغ
ناحیه مورد مطالعه در رشته کوه های آلاداغ قرار دارد که بخشی از رشته کوه های کپه داغ می باشد. به دنبال بسته شدن اقیانوس پالئوتتیس، پیشروی حوضه رسوبی مزوزوئیک در این ناحیه با رسوبگذاری سنگ های رسوبی-تخریبی واحد سنگی سازند کشف رود به سن باژوسین آغاز می شود. در شرق و شمال شرق روستای نبیا واقع در شمال دشت شوقان رسوبات آواری سازند کشف رود همراه با عضو کنگلومرایی قاعده خود، به طور پیشرونده با ناپیوستگی زاویه دار، سنگ های رسوبی ولکانیکی پالئوزوئیک و سنگ های رسوبی تریاس زیرین-میانی را می پوشاند. در این زون زمین شناسی-ساختاری، حوضه رسوبی دریایی که از باژوسین خصوصا باژوسین فوقانی شروع به پیشروی کرده در دوره های ژوراسیک میانی و بالایی عمیق تر شده و منجر به رسوبگذاری سازند باش کلاته و چمن بید و نیز سازند مزدوران گردیده است (سهیلی و سهندی، 1373 ). در ژوراسیک پسین و کرتاسه پیشین پسروی دریا در این حوضه منجر به رسوبگذاری توالی ضخیمی از رسوبات قرمز رنگ آواری در یک محیط رودخانه ای شده است (Moussavi Harami, 1989؛ Moussavi Harami and Brenner, 1990,1992) که در نقشه 1:100000 سنخواست (سهیلی و سهندی، 1373) به عنوان عضو زیرین سازند شوریجه نشان داده شده است. پس از این مرحله پسروی، در بارمین-آپتین با پیشروی دریا سازند تیرگان در یک محیط پلاتفرم کم عمق برجای گذاشته شده و پس از آن سازند سرچشمه در یک محیط کم انرژی تر رسوب کرده است (Raisossadat and Moussavi Harami, 2000). نبود رخساره سازندهای سنگانه و آیتامیر بررسی تغییرات حوضه رسوبی از کرتاسه پایینی به کرتاسه بالایی را غیرممکن می سازد، ولی وجود سنگ آهک های آرژیلیتی ماسه دار و گلوکونیتی در لایه های زیرین سازند آبدراز به سن سنومانین، معرف کم عمق بودن حوضه رسوبی در شروع این زمان می باشد. نبود رسوبات مربوط به سازندهای آب تلخ و نیزار و قرار گرفتن سازند کلات به طور هم شیب و ناگهانی بر روی سازند آب دراز نشانگر حرکات خشکی زایی سنومانین بالایی در این زون می باشد. در پالئوسن پسروی مجدد آب منجر به تشکیل رسوبات قرمز رنگ سازند پسته لیق در محیط رودخانه ای شده است (Moussavi Harami, 1993)که به صورت ناپیوسته و هم شیب مستقیما بر روی سازند کلات قرار می گیرد و با توجه به سن سازند پسته لیق، مشخص می شود که یک فاز فرسایشی مهم از اواخر کرتاسه تا زمان پالئوسن خصوصا پالئوسن زیرین در این ناحیه اتفاق افتاده است. پیش روی مجدددریا، سازند کربناته چهل کمان را برجای گذاشته است (Mahboubi et al., 2001,2002). در جنوب و غرب روستای کلاته قنبر، رخساره قاره ای و آواری اولیگومیوسن به صورت پیشرونده بر روی واحدهای سنگی ژوراسیک و کرتاسه قرار گرفته که این نیز بیانگر فاز شدید کوهزایی در حد فاصل زمانی ائوسن بالایی-اولیگوسن زیرین در این زون می باشد. گسترش رسوبات پلیوسن با رخساره کنگلومرایی با سیمان سست و با ماتریکس گل سنگ به صورت پیشرونده و دگرشیب بر روی نهشته های اولیگومیوسن و قدیمی تر در این زون و زون های دیگر نشان از اهمیت فاز کوهزایی قبل از پلیوسن و بعد از میوسن زیرین است. از طرفی گسله بودن تماس رسوبات پلیوسن با رسوبات قدیمی تر و رانده شدن آن ها بر روی نهشته های پلیوسن (در شمال غرب روستاهای جوزک در اثر عملکرد گسلی معکوس با شیب 55 درجه به سمت شمال، به سمت جنوب بر روی کنگلومرای پلیوسن رانده شده اند) حکایت از فاز کوهزایی دیگری می نماید که در پلیوسن بالایی یا بعد از آن در منطقه اتفاق افتاده است (سهیلی و سهندی، 1373).به طورکلی از کامبرین میانی تا زمان حاضر پنج فاز کوهزایی در منطقه رخ داده است که عبارتند از: کوهزایی کیمرین پیشین، ساب هرسینین، استرین، آتکین و پاسادنین (افشارحرب, 1373).
از دیدگاه زمین شناسی ساختمانی محدوده مورد مطالعه از چین خوردگی هایی با ساخت تاقدیس و ناودیس درست شده که محور آن ها شرق، شمال شرق-غرب، جنوب غربی می باشد. این چین ها دارای میل محوری دو سویه می باشند. از مهمترین ساخت ها می توان به تاقدیس آلاداغ، تاقدیس چمن بید و ناودیس چخماقلو اشاره نمود. این چین ها اکثرا برگشته و شیب سطح محوری آن ها به سمت شمال می باشد. گسله های موجود در این زون به دو مجموعه تقسیم می شوند، مجموعهی که به صورت گسله های امتداد لغز راست گرد و یا چپ گرد عمل می کنند، و مجموعه دوم که گسله های اصلی این زون را تشکیل می دهند، گسل هایی هستند که امتداد آن ها شرق، شمال شرقی-غرب، جنوب غربی بوده و به موازات محور چین خوردگی می باشند. این گسل ها از نوع گسل های معکوس می باشند که شیب به سمت شمال دارند. گسل شوقان-نبیا یکی از این گسل ها است (سهیلی و سهندی، 1373).
حوضه کپه داغ در اثر آخرین فاز کوهزایی آلپی و فرسایش بعد از آن، سیمای فعلی را به خود گرفته است. تاقدیس ها، ارتفاعات و کوه ها و ناودیس ها دشت ها و نواحی فرو افتاده را می سازند. آهک ها و دولومیت ها به علت مقاومت زیاد، توپوگرافی مرتفع و شیل ها و مارن ها به علت مقاومت کم، توپوگرافی پست را ایجاد می کنند. مورفولوژی ناحیه کپه داغ، بیشتر توسط خصوصیات تشکیل دهنده سنگ های کربناته مزدوران به سن ژوراسیک فوقانی، تیرگان به سن کرتاسه زیرین، کلات به سن کرتاسه فوقانی و چهل کمان به سن پالئوسن کنترل می شود (Afshar Harb, 1979).
سازند تیرگان، به علت وجود آهک های ضخیم لایه ارتفاعات را می سازد و به علت لیتولوژی کربناته در برخی مناطق تشکیل چشمه های کارستی را می دهد که با توجه به خصوصیت آن عاملی در تأمین آب شرب و کشاورزی مناطق واجد این چشمه ها است. شکل سازند تیرگان متاثر از ساختار سنگ شناسی، تکتونیک و فرسایش آب و باد است. بر اثر فشار تکتونیکی شکاف های شیرینگ در آهک ها ایجاد شده و در اثر فرسایش تشکیل فلو – اینتر فلو می دهد و نهایتا ساختار اتوئی شکل (فلات آیرون) با شکل مشخص در مورفولوژی ناحیه به چشم می خورد که می توان با توجه به فلات آیرون ها راستای طاقدیس ها و ناودیس ها را در روی زمین و در عکس های هوایی مشخص نمود (افشار حرب، 1373).
سیستم های آبراهه ای در این حوضه با عوامل مختلفی از جمله شیب اولیه زمین، آب و هوا و وضعیت ساختمان های سنگ های زیرین کنترل می شود (افشار حرب، 1373). سیستم های آبراهه ای بیشتر از نوع دندریتی یا شاخه درختی، داربستی و موازی می باشند. طرح داربستی در نواحی چین خورده و طرح موازی در مناطقی با شیب زیاد دیده می شود (آدابی و موسوی حرمی، 1365).
2-2 خشکی زایی ها
فاز خشکی زایی در حوضه کپه داغ تشخیص داده شده است. هفت فاز در کرتاسه و ترشیر رخ داده است. در کرتاسه، در مرکز و غرب کپه داغ تحرک بیشتری دیده می شود. و در شرق منطقه آرامش بیشتری حاکم بوده است. حرکات خشکی زایی اصلی که در حوضه کپه داغ قابل تشخیص است به شرح زیر است. اواخر کامبرین زیرین، اردویسین زیرین – اردویسین بالایی و سیلورین زیرین، اواخر سیلورین، دونین میانی، اواخر دونین، اوایل کربونیفر، کربونیفر میانی، اواخر پرمین، آغاز تریاس فوقانی، اواخر تریاس و آغاز ژوراسیک، ژوراسیک میانی، اواخر ژوراسیک و آغاز کرتاسه، اوایل کرتاسه پسین، اواخر سانتونین، اوایل مساتریشتین پسین، آغاز دوره ترشیر، پالئوسن میانی آغاز ائوسن پسین
خشکی زایی اوایل کرتاسه پسین
این خشکی زاییی برتمام حوضه تأثیر داشته و در نتیجه دریا بطور کامل از منطقه پسروی نموده است. در بسیاری از نواحی در اثر این حرکات از اواخر سنومانین تا آغاز سنونین نبود رسوبی دیده می شود.
خشکی زایی اواخر سانتونین
درمرکز و غرب حوضه رسوبی، در اواخر سانتونین نبود رسوبی بر روی سازند آب دراز دیده می شود. که نشانه ای از بالاآمدن این نواحی در اثر حرکات خشکی زایی است که همزمان با اولین فاز کوهزایی لارامین است.
خشکی زایی اوایل مائیس تریشتین
در آغاز مائیس ترشتین، دریای کرتاسه پیشروی نموده این امر نشانگر نشست گسترده حوضه است.
خشکی زایی در آغاز ترشیر
حرکات خشکی زایی مهمی در آخر کرتاسه در آغاز دوره ترشیر رخ داده است. که سبب پسروی دریا به سوی شمال و تشکیل رسوبات قاره ای شده است. بالاآمدن بلوک هایی در جنوب حوضه و فرسایش سریع آنها کنگلومراهایی ضخیم را بر روی بلوک های شمالی تر ایجاد نموده است. این خشکی زایی همزمان با فاز کوهزایی لارامین است (افشار حرب، 1373).
2-3 گسترش جغرافیایی سازند تیرگان
بیشترین ضخامت سازند تیرگان در کوه تیرگان بالغ بر 770 متر است که بطرف شرق و جنوب شرق، ضخامت این سازند تا حدود 10 متر کاهش مییابد (مرتضوی، 1386). در دره حمام قلعه این سازند از 380 متر سنگ آهک اااسپارایت، اامیکرایت و بیومیکرایت و بیواسپارایت تشکیل شده است. لایههای جزئی و نازک مارن نیز در این برش وجود دارد. در این محل 90 متر از بخش میانی سازند را ماسه سنگهای خاکستری و نخودی رنگ همراه با لایههای نازک سنگ آهک و مارن تشکیل میدهد. در دره زاوین ضخامت سازند تیرگان به 100 متر و بخش فوقانی سازند، تبدیل به ماسه سنگ قارهای میگردد. در دره خور، این سازند حدوداً 80 متر ضخامت دارد.
2-4 برش الگو
نام این سازند از دهکده تیرگان (40 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان درگز) در شرق کپه داغ گرفته شده است. برش نمونه این سازند در کوه های تیرگان 5 کیلومتری غرب دهکده تیرگان قرار دارد.
سازند تیرگان از سنگ های آهکی زیست آواری و اُاُلیتی با لایه های فرعی مارن و شیل آهکی تشکیل شده و دو همبری آن، در بالا سازند سرچشمه ودر زیر سازند شوریجه است و قابل تطابق هستند.
این سنگ آهک در جنوب شرق روستای جوزک شامل طبقات متوسط تا ضخیم لایه از آهک های میکریتی، بیواسپارایتی و اُاُسپارایتی می باشد که 310 متر ضخامت دارند از ضخامت این سازند به سمت شرق و غرب منطقه کاسته می شود. سن این سازند آپتین – آلبین است.
در شمال دامنه های کوه ازوم در جاجرم سازند شوریجه کاملاً بوسیله سازند کلات پوشیده می شود. در بخش آرموتلی سازند تیرگان وجود ندارد و بر روی سازند شوریجه، سازند آتامیر (شیل و ماسه سنگ سنومانین) قرار دارد. در شرق دشت سرخس در ترکمنستان وجود سنگ آهکی بارمین در حفاری ساختمانی منطقه دولت آباد گزارش شده است.
قسمت زیرین سازند تیرگان در شمال شرق ناحیه مشهد بعداً به سازند شوریجه تبدیل می شود و در دره خور، شمال شهر مشهد، سازند تیرگان فقط 80 متر ضخامت دارد، ولی ضخامت سازندشوریجه به بیش از 900 متر می رسد. در تیرگان، جنوب شرقی شهر درگز، ضخامت سازند تیرگان به بیش از 700 متر می رسد، اما ضخامت سازند شوریجه فقط 350 متر است. ظاهراً از دهکده خور به طرف ناحیه درگز قسمت بالای سازند شوریجه به سنگ های کربناتی تغییر می کند و قسمت پایین سازند تیرگان، منطقه گذار مشخصی را در کلات نادری نشان می دهد. در هامن قلعه سن سازند تیرگان از بارمین تا آپسین زیرین است. در برش نمونه، این سازند بخش بالایی هوتریویین را نیز شامل می شود.
سازند تیرگان از محل نمونه به طرف شرق و به طرف غرب جوانتر است و سن آن آپسین می شود. از این رو همبری پایینی سازند تیرگان ناهمزمان است. سن سازند تیرگان نئوکومین – آپسین گزارش شده است اما باتوجه به وجود فسیل اربیتولینا در این سازند و مقایسه آن با سازند تیزکوه در البرز مرکزی به نظر می رسد که سن بارمین تا آپسین داشته باشد (شکل2-1).
2-5 چینه سنگی برش های مورد مطالعه
2 برش چینه شناسی از سازند تیرگان در بخش مرکزی حوضه کپه داغ انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته است. این برش ها عبارتند از برش پیر شهید و شرق گلیان. (شکل 2-2).
2-5-1 برش پیر شهید
این برش در شیروان واقع شده است. راه دسترسی به آن جاده آسفالته مشهد – شیروان – اسفراین می باشد که بعد از رسیدن به شیروان با طی مسیری در حدود 4کیلومتر در جاده شیروان به اسفراین به روستای پیر شهید و منطقه مورد مطالعه خواهیم رسید. ضخامت واقعی سازند در این برش 8/127 متر است. که از سنگ های کربناته و بطور محدود از سنگ های آواری تشکیل شده است. بیشترین ضخامت این برش را سنگ های کربناته تشکیل می دهد.
امتداد لایه ها در این برش S35E می باشد. شیب لایه ها به سمت شمال شرق و مقدار آن 24 درجه است. براساس فسیل های موجود در این سازند سن آن بارمین – آلبین درنظر گرفته اند (افشارحرب، 1373). مرز زیرین سازند تیرگان در این منطقه با سازند شوریجه و سازند سرچشمه به صورت هم شیب و غیرفرسایشی است (شکل 2-3 و 2-4).
سازند مزدوران به همراه سازند تیرگان ارتفاعات منطقه را تشکیل می دهند و از طرفی رسوبات شیلی و مارنی سازند سرچشمه نقاط پست و تپه ماهوری را می سازند.
براساس اختصات سنگ شناسی و مورفولوژیکی این برش از پایین به بالا به سه بخش (شکل2-5)، بخش پایینی یا سنگ آهک زیرین (شکل2-6)، بخش میانی یا واحد شیلی آهکی – مارنی (شکل2-7) و بخش بالایی یا واحد سنگ آهک بالایی (شکل2-8) قابل تقسیم می باشد.

2-5-1-1 بخش پایینی یا سنگ آهک زیرین
این بخش ضخامتی در حدود93 متر دارد که بیشتر از واحد های کالک آرنایتی تشکیل شده است. از اختصاصات واحد زیرین یک واحد دولومیتی به رنگ زرد نخودی است (شکل2-9) که به ضخامت 50 سانتی متر مرز پایینی سازند تیرگان و سازند شوریجه که یک مرز تدریجی نیز به حساب می آید را از یکدیگر جدا می سازد (شکل 2-10). قسمت وسیعی از این بخش را آهک های اائیدی بایوکلستی تشکیل می دهد که به با لایه های شیلی به صورت متناوب قراردارد.
در این بخش لایه های آهکی به رنگ خاکستری روشن تا تیره همراه با لایه بندی افقی می باشد. در این بخش از سازند تیرگان در برش مورد مطالعه ساخت های رسوبی حفرات انحلالی و میکرواستیلولیت ها قابل مشاهده هستند (شکل 2-11 و 2-12).
بر روی این بخش تناوبی از ماسه سنگ و سنگ آهک مشاهده می شود که ضخامتی در حدود 5/3 متر دارد. بر روی این بخش 16 متر تناوب آهک متوسط تا ضخیم لایه حاوی فسیل را داریم. دراین بخش واحد های حاوی خرده های اسکلتی و اائید قابل مشاهده است (شکل 2-13).
بخش بعدی از این واحد، آهک توده ای و ضخیم لایه است که به رنگ خاکستری حاوی پوسته های فسیلی و اائیدی است. بخش های فوقانی واحد آهک زیرین دارای توپوگرافی صخره ساز می باشد. واحد زیرین یا آهک پایینی 93 متر ضخامت دارد که عمده آن از آهک های متوسط تا ضخیم لایه حاوی پوسته های فسیلی و اائیدی تشکیل شده است.
2-5-1-2 بخش میانی یا واحد شیلی آهکی – مارنی
این بخش ضخامتی در حدود 30 متر دارد و عمدتا از واحد های کالک آرنایتی مارن و شیل آهکی تشکیل گردیده است. در این واحد سنگ آهک های خاکستری و کرم با فسیل فراوان (عمدتا اربیتولین ، خارپوست، دوکفه ای) در تناوب با لایه های شیلی دیده می شوند (شکل 2-14). این سنگ آهک های متوسط لایه دارای طبقه بندی افقی یا مورب می باشند. واحد شیلی به رنگ سبز متمایل به خاکستری بوده و شامل پوسته های فسیلی مثل اوربیتولین، خارپوست و دوکفه ای می باشد. اندازه خرده ها در بعضی بخش ها درشت و به چند سانتی متر نیز می رسند.
این قسمت به دلیل توپوگرافی پست تر نسبت به قسمت های کربناته زیرین و بالایی خود به راحتی قابل تشخیص است.
2-5-1-3 بخش بالایی یا واحد سنگ آهک بالایی
این بخش که تناوبی از واحد های کلسی لوتایت و کالک آرنایتی می باشد ضخامتی در حدود 5 متر دارد. واحد سنگ آهک بالایی که ضخیم تا متوسط لایه می باشد در انتهای این برش مشاهده می شود. مرز این سازند با واحد شیلی به علت اختلاف در شیب توپوگرافی کاملا مشخص است.
بخشی از این واحد سنگ آهک متوسط لایه به رنگ خاکستری روشن تشکیل شده به ضخامت یک متر که حاوی خرده های اسکلتی شکسته و هم چنین اوربیتولین می باشد. بر روی این سنگ ها واحدهای شیلی به صورت متناوب با آهک ها به ضخامت 2 متر قابل مشاهده اند. در قسمت بالائی نیز سنگ آهک های ضخیم لایه به رنگ خاکستری برونزد دارند که حاوی خرده های اسکلتی و لامیناسین مورب می باشند. ضخامت این سنگ ها 2 متر می باشد.
بر روی این واحد سازند سرچشمه بواسطه شیل های سبز رنگ قرار می گیرد که به علت فرسایش پذیری از توپوگرافی پست تری برخوردار می باشد. وجود بخش های شیلی در قسمت های انتهایی تیرگان نشاندهنده مرز تدریجی این سازند با نهشته های شیلی سازند سرچشمه است (شکل2-15).

2-5-2 برش شرق گلیان
این برش در 20 کیلومتری جنوب شیروان واقع است. راه دسترسی به این برش راه آسفالته شیروان – اسفراین و جاده منتهی به روستای گلیان به طول 20 کیلومتر می باشد. ضخامت سازند تیرگان در این برش 9/179 متر است.
امتداد لایه ها در این برش 45 درجه جنوب شرقی (S70E) می باشد. شیب لایه ها به سمت شمال شرق و مقدار آن 63 درجه است. بررسی ها نشان می دهد مرز زیرین به صورت تدریجی است که از سازند شوریجه به آهک تیرگان تبدیل می شود. این سازند نیز به صورت تدریجی به شیل های سازند سرچشمه تغییر رخساره می دهد (شکل 2-16).
براساس اختصات سنگ شناسی و مورفولوژیکی این برش از پایین به بالا به سه بخش زیرین یا سنگ آهک زیرین، بخش میانی یا واحد شیلی آهکی – مارنی و بخش بالایی یا واحد سنگ آهک بالایی قابل تقسیم می باشد (شکل2- 17و2-18).
2-5-2-1 بخش پایینی یا سنگ آهک زیرین
از ویژگی های بخش زیرین این سازند در برش مورد مطالعه ضخامتی در حدود 110 متر است که بیشترین ضخامت سازند را شامل می شود. به علت مقاومت بیشتر، این واحد بصورت صخره ساز بر روی شیل و ماسه سنگ های قرمز رنگ سازند شوریجه قرار می گیرد (شکل 2-19).
به طور کلی سنگ های این واحد اکثراً در قسمت قاعده از تناوب شیل سبز و قرمز رنگ با میان لایه های ماسه سنگی و فاقد فسیل با سنگهای آهکی تشکیل گردیده اند. از قاعده به سمت بالا از ضخامت بخش شیلی کاسته شده و بر ضخامت بخش آهکی افزوده می شود.
سنگ آهک های این بخش اکثراً رنگ خاکستری تا زرد در سطح هوازده و خاکستری روشن تا تیره در سطح تازه دارند. لایه متوسط تا نازک لایه می باشد.
شیل و ماسه سنگ های قرمز رنگ سازند شوریجه به سمت سازند تیرگان به ماسه سنگ آهکی تغییر می یابد و سنگ آهک های خاکستری رنگ سازند تیرگان در تناوب با شیل های قرمز تا سبز قرار می گیرد.
از مهمترین ساختمانهای رسوبی مشاهده شده در این بخش لایه بندی مورب مسطح (شکل2-20)، ریپل مارک (شکل2-21) مشاهده می گردند.
همانطور که عنوان گردید بر روی سازند شوریجه تناوب سنگ آهک و شیل مشاهده می گردد که حدوداً 29 متر ضخامت دارد. سپس بر روی آن سنگ آهک متوسط تا ضخیم لایه با ضخامتی در حدود 10 متر قرار می گیرد.
بیشتر توالی را سنگ آهک اائیدی که در بعضی بخش ها حاوی پوسته های اسکلتی نسبتاً درشت هستند تشکیل می دهد (شکل2-22).
بر روی این بخش تناوب آهک ماسه ای با شیل قرار می گیرد. آهک های ماسه ای متوسط لایه، و به رنگ خاکستری متمایل به سبز می باشند که اکثراً حاوی اائید می باشند. این بخش 26 متر ضخامت دارد.
پس از این بخش تناوب شیل و سنگ آهک متوسط تا ضخیم لایه مشاهده می گردد. سنگ آهک ها اکثراً اائیدی و به رنگ خاکستری در صحرا قابل مشاهده است. بخش شیلی بسیار کم ضخامت بوده و در بین لایه های آهکی قرار می گیرد.
در قسمت انتهایی این بخش 45 متر سنگ آهک متوسط لایه مشاهده می گردد. در سنگ های آهکی، اائید به همراه خرده های فسیلی مشهود می باشد.
2-5-2-2 بخش میانی یا واحد شیلی آهکی – مارنی
واحد شیلی آهکی-مارنی در این برش ضخامتی در حدود 9/57 متر دارد و همانند برش پیرشهید در بین دو واحد کربناته قرار گرفته و عمدتاً از تناوب شیل آهکی و مارن تشکیل شده است (شکل2-23). به علت سختی کمتر و فرسایش پذیری بیشتر، این واحد با توپوگرافی پست تر نسبت به دو واحد دیگر در صحرا قابل تفکیک است. واحد شیلی به رنگ سبز تا خاکستری همراه با ماکروفسیل های خارپوست، دو کفه ای و اربیتولین مشاهده می گردد (شکل2-24). علاوه بر این در این واحد میان لایه های مارن و آهک متوسط لایه حاوی خرده های اسکلتی درشت نیز مشاهده می گردد. این میان لایه ها خاکستری رنگ می باشد.
2-5-2-3 بخش بالایی یا واحد سنگ آهک بالایی
واحد سنگ آهک بالایی در این برش در حدود 12 متر ضخامت دارد که بیشتر از سنگ آهک های متوسط لایه تا ضخیم لایه تشکیل شده است که به صورت متناوب میان لایه های شیل آهکی در آنها دیده می شود.
این سنگ آهک ها به رنگ خاکستری تا خاکستری متمایل به زرد می باشند که حاوی پوسته های فسیلی هستند (شکل2-25). علاوه بر این اائید نیز در نمونه دستی در آنها مشخص است. این واحد یک گذر تدریجی از سنگ های آهکی سازند تیرگان به شیل های سازند سرچشمه می باشد. به علت فرسایش پذیری بیشتر سازند سرچشمه پس از این واحد، این سازند با توپوگرافی پست تری برونزد دارد (شکل2-26).


پاسخ دهید